باقر رشادتی ـ فردیس کرج: تقریباً از ابتدای زمستان سال ۱۳۹۰ بود که این سرماخوردگی لامذهب، مثل میهمان ناخوانده، بیخبر به خانه ما آمد، جا پایش را محکم کرد، تشکچهاش را پهن کرد و پس از اندکی استراحت، بشکن بشکنی، به راه انداخت که بیا و ببین!
هیچ حکیمی هم برای «چهل گیاه و دمنوش» ارزش قایل نبود و علاوه بر نسخه قرصهایی مثل استامینوفن، سرماخوردگی و کوریزون نیز موثر نمیافتاد.
این بنده کمترین که سالهای سال روی بیماری را ندیده بودم، خیلی سخت بیمار شدم و هر شب خواب مرگ را میدیدم! مخلص کلام خدا رحم کرد و با دعای خیر خدا باوران و کلی دوا و درمان به تدریج شفا یافتم، و خوب شدم الان دقیقاً میفهمم چرا قدیمیها پیوسته میگفتند به خدا ایمان داشته باشید و بر خدا توکل کنید شفا از خداست، دارو بهانه است، هر کس بر خدا توکل کند خدا او را کفایت میکند!
شما چه نظری دارید؟